خرید بک لینک

تازه از خواب بیدار شدم !

این هم خرابه ای که من الان توشم !

دلم گرفته ! عجیبه ...

سرم گیج میره، سردمه ...

لپ تاپ رُ روشن می کنم و دنبال یه چیزی می گردم تا این غم رُ از دلم بگیره ! عجیبه ...

بسطامی رُ میذارم و میرم تو فکر ...

گرچه دیگر ِمِی جوانی نمانده در ساغر من

زار ُ تنها منه خدا را، تو ای هم سر من

...

به غم انگیزی زندگی فکر می کنم

به اینکه چرا باید همه ی این اتفاقا بیفته ؟!

چرا باید متولد شیم و بعد از بین بریم ؟!

مهر خدا رُ درک نمی کنم؛ وقتی زیبا می آفرینه، عذاب میده، جسمی ُ روحی؛ و بعد نابود می کنه ...

شاید این دنیا جهنم دنیای قبل از اینه ! هدفدار اگه نگاه کنم !

آهنگ نمی تونه جذبم کنه

میزنم تِرَک بعد

گلپونه های وحشی دشت امیدم، وقت سحر شد

تاریکی شب رفت ُ فردایی دگر شد

من مانده ام تنهای تنها

...

فکر می کنم، ولش کن بابا، بهش فکر نکن

اما باز نمی تونم

به پوچی که برسی، نمی تونی ازش خلاص شی ...

فکر کردن به پوچی زندگی آزار دهنده س، کسی که به این واقعیت برسه، دیگه نمی تونه بیخیال باشه ُ مثل احمق ها شاد زندگی کنه

همه چی به نظرم مسخره میاد، همه چی ...


این آهنگ هم نمی تونه جذبم کنه

آهنگ رُ قطع می کنم

و بی خیال میشم ...

دوس دارم بازم بخوابم ...

برچسب: عجایب های دنیا,عجیبه غریبه یه معمای پیچیده,عجیبهای جهان, نویسنده: متین کریمی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 18:55

صفحه بندی