زندگی من در هر روز ُ هر دقیقه عوض می شد. بنظرم می آمد که طول زمان و تغییراتی که ممکن بود آدمها در چندین سال انجام دهند، برای من این سرعت سیر ُ جریان هزاران بار مضاعف ُ تند تر شده بود.
گاهی احساس می کنم هدایت زندگی من و احوال منُ مو به مو نوشته ...
برای همینه که اینقدر شدید باهاش همذات پنداری می کنم !
+ بعضی وقتا آدم حرف نزنه واقعاً سنگین تره
اما از یه جایی به بعد اینقدر بهت فشار میاد که از فلسفه ی خیام هم فراتر میری ُ مست وارانه رفتار می کنی؛ بی نوشیدن جرعه ای می ...
انگار که خودت رُ فراموش کردی، انقدر که نه زندگی تو رُ می خواد و نه مرگ ...
برچسب:
نویسنده: متین کریمی