مدتی قبل یکی از دوستان بلاگر که او هم مثل من، دنبال سکوت است ( و البته که من در زمینه ی هوش، انگشت کوچکش ُ یه تار موش ُ اینا هم نمیشم ! ) از این فضای شلوغ بیان، کوچ کرد به بلاگفای درب ُ داغان !
کوچ کرد تا بتواند راحت تر بنویسد؛
من همان جا برایش پیغامی فرستادم و در آن نوشتم دلم می خواهد از تو تقلید کنم :-
او هم مرا تشویق کرد البته؛ من هم همان روز وبلاگی در بلاگفا تاسیس (!) کردم و در عرض یکی دو روز خودم را خفه کردم با ارسال مطلب !
اما خب از آن جایی که هر کسی میل به دیده شدن دارد ( و لعنت به این میل ! ) دیری نگذشت که برگشتم به همین به قول یکی از دوستان دیگر بلاگر، قبرستانی که می بینید !
امشب خیلی اتفاقی آن وبلاگ را باز کردم و همه ی پست هایش را خواندم و حقیقتاً کیفور شدم از آن حجم از صداقتی که در نوشته هایم موج می زد ...
القصه اینکه از این فضای شلوغ ُ بی در ُ پیکر بیان خسته ام؛
حس ناب می خواهم و خودم را و صداقت کلامم را و نوشتن برای خودم را و ...
مطالب اینجا را دست نخورده می گذارم بماند، اگر این نوشته ها حذف شوند، ادامه ی زندگی برایم دشوار می شود !! ( مدیونید اگر فکر کنید تنها داراییِ من، همین خزعبلات هستند ! )
روزی شاید برگردم ...
اما قبل از رفتنم، دلم می خواهد آهنگی را با شما به اشتراک بگذارم ( پنج مگابایت پای آپلودش خرج کردم، حیف است دست نخورده بماند D: )
موسیقی محلی خیلی خوب است، دوستش داشته باشید ...
ساز خراسانی هم که چنگ می زند به وجود آدم ... باید بهش گفت: لعنتی ...
برچسب:
نویسنده: متین کریمی