زندگی مسخره ی خودساخته ام، آزارم می دهد،
شب ها تا دیر وقت فکر می کنم به بیهودگی خودم و اینکه اگر قرار نیست شرایط بهتر شود، اگر به بهبود وضعیت امید ندارم، پس چرا هستم ؟ یا تا کِی باید ادامه دهم این اوضاع را ؟
و روزها پتو را روی سرم می کِشم و چشم هایم را باز نمی کنم، آنقدر در رختخواب می مانم تا حالم بد شود !
تحمل این وضعیت برایم دشوار است،
نمی دانم از کِی همه چیز بهم ریخت، اما نمی توانم درست شدن چیزی را تصور کنم ...
برچسب:
نویسنده: متین کریمی